محمد باقر شريعتى سبزوارى

158

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

علىالسويه است و همان‌طورى كه ممكن است اين مسئله قانون علمى باشد مىتوانيم نقيض او را قانون علمى بدانيم و على اىّ حال از قانون علمى بودن كه معنايش انتخاب يك طرفى ذهن است بيرون خواهد رفت . اصل امتناع تناقض ، تكيه‌گاه تمام احكام بديهى و نظرى ذهن است . صدرالمتألهين در مقام تمثيل مىگويد : نسبت اصل امتناع تناقض با ساير اصول و تصديقات بديهى و نظرى مانند نسبتى است كه در عالم اعيان ، ذات واجب الوجود با ساير موجودات دارد ؛ يعنى معيت و قيوميت است كه « اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالب‌ها » . حقيقت هم همين است ، زيرا اگر اين اصل را كه زير بناى حقيقى تمام اصول فكرى است از فكر بشر بيرون بكشيم جز شك مطلق و تصورهاى درهم و برهم و عارى از تصديق يا تصديق‌هاى درهم و برهم و عارى از انتخابْ چيزى باقى نمىماند . و حقاً بايد نام « اصل الاصول » به وى داده شود . اصل امتناع تناقض مورد قبول تمام اذهان بشرى است و واقعاً نمىتوان انسانى را پيدا كرد كه در حاقّ ذهن خود منكر اين اصل باشد ؛ يعنى ممكن است انسانى پيدا شود كه به‌واسطهء عروض شبهات از اين حكم فطرى ذهن خود غفلت كند و يا وجود آن را انكار كند ، ولى ممكن نيست كه انسانى پيدا شود كه واقعاً در ذهن خود اين حكم را نداشته باشد . دانشمندان جهان از قديم و جديد ، تجربى و تعقلى ، وجود چنين اصلى را در فكر بشر منكر نشده‌اند . از دانشمندان قديم كسانى كه در صدد انكار اين اصل بر آمده‌اند سوفسطاييان هستند و از دانشمندان جديد طرف‌داران منطق ديالكتيك منكر اين اصل شده‌اند . پيروان ماترياليسم ديالكتيك سعى دارند كه بعضى ديگر از قدماى يونان را كه قائل به حركت در طبيعت شده‌اند و يا آن‌كه فلسفهء خويش را روى اصل « مبارزه اضداد در طبيعت » تأسيس كرده‌اند ، منكر اصل امتناع تناقض در فكر جلوه بدهند و از اين جهت است كه هراكليت « 1 » ( هرقليطوس ) فيلسوف اقدم يونان را احياناً منكر اصل امتناع تناقض در فكر معرفى مىكنند ، ولى حقيقت اين است كه قبل از هگل ( Hegel ) كه بانى ديالكتيك جديد است ، به استثناى سوفسطاييان كس ديگر يا دستهء ديگر رسماً منكر اين اصل فكرى نشده

--> ( 1 ) 1 . Heraclite